خدا اختلالات خوردن را چگونه می بیند؟

اخیراً، یکی از آن مقالات “نمایش های تحقیقاتی” را در اینترنت خواندم که ادعا می کند اختلالات خوردن علل مرموز، نامشخص و بیوشیمیایی دارند. این قطعه مملو از اطلاعات نادرست و ادعاهای غیرمستند، از جمله موارد زیر بود:

بر خلاف یک اختلال عصبی، که به طور کلی می توان آن را به یک ضایعه خاص در مغز اشاره کرد، یک اختلال خوردن احتمالاً شامل فعالیت غیرطبیعی توزیع شده در سراسر سیستم های مغزی است. با افزایش شناخت که اختلالات روانی اختلالات مغزی هستند، محققان بیشتری از ابزارهایی استفاده می کنند هم عصب شناسی مدرن و هم روانشناسی مدرن برای درک بهتر اختلالات خوردن.

در حقیقت، این حدس که اختلالات خوردن ناشی از عدم تعادل شیمیایی یا فعالیت غیرطبیعی مغز است، به راحتی قابل رد است. من فقط به کمبود شواهد برای این ادعاها می پردازم و سپس به مشکل اساسی واقعی می پردازم.

۱. در ۲ دهه تحقیق، هیچ مدرک بیوشیمیایی وجود ندارد که نشان دهد اختلالات خوردن ناشی از عدم تعادل شیمیایی، جهش ژنتیکی، پاتوژن ها، یا هر ناهنجاری عصبی دیگر است.

۲.) نه داروهای SSSI و نه داروهای روانگردان (اشکال مختلف داروهای ضد افسردگی) هیچ اثری بر اختلالات خوردن نشان نداده اند.

۳.) داروهای ضد افسردگی حتی به افراد افسرده کمک نمی کنند، خواه ناهنجار تغذیه کنند یا نه. یک مطالعه در سال ۲۰۰۰ در مجله آمریکایی روانپزشکی به دنبال پروزاک و سلکسور نشان داد که از بیماران روانپزشکی که برای آنها دارو تجویز شده بود، ۲۴٪ به خوبی به داروی گیاهی St. خار مریم جان؛ ۲۵٪ به Zoloft، و ۳۰٪ به دارونما. بنابراین، نشان داده شد که یک قرص قند مفیدتر از داروها است.

سوال “عدم تعادل شیمیایی” کمی سناریوی مرغ و تخم مرغ است. از آنجایی که درک شده است که اعتیاد، اندورفین، “مرکز لذت” مغز را تغذیه می کند، ممکن است اثر اعتیادآور پرخوری، که به یک عادت تبدیل شده است، شیمی مغز را تغییر داده باشد. زمانی که فرد مبتلا به بولیمیک دوباره غذا خوردن را یاد می‌گیرد، باید با هوس‌های بسیار واقعی مبارزه کند و اساساً مغز خود را «دوباره سیم‌کشی» کند. با این حال، این به هیچ وجه نشان نمی دهد که رفتار پرخوری عصبی ناشی از ناهنجاری های شیمیایی است. در عوض، همانطور که در مورد یک معتاد به مواد مخدر، به یک وابستگی شیمیایی اشاره می‌کند که در اثر رفتار ایجاد شده است (و نه برعکس).

علاوه بر این، اگر روانپزشکان آنقدر مطمئن هستند که اختلالات خوردن “بیماری” هستند، چرا تشخیص صرفاً بر اساس علائم انجام می شود؟ چه آزمایش های تشخیصی برای تعیین فعالیت مغزی که ظاهراً بسیار غیر طبیعی است استفاده می شود؟ اسکن گربه؟ ام آر آی آزمایش خون؟ بیوپسی؟ نمونه های بافت؟ خیر مطلقا هیچ چیزی. اگر این اختلالات خوردن فقط “بیماری” است، چرا افرادی که این اختلالات را دارند نسبت به رفتار خود احساس گناه می کنند؟ آیا اگر آبله مرغان یا سرطان داشته باشند، احساس گناه می کنند؟ یا ممکن است این باشد که آنها در اعماق درون خود می دانند که کار اشتباهی انجام می دهند، حتی اگر کاملاً از دلایل اجبار خود مطمئن نباشند؟

با علم به اینکه من یک مشاور کتاب مقدس هستم و کتابی در مورد پاسخ کتاب مقدس به اعتیاد به غذا نوشته ام، مدیر انجمنی که این مقاله خاص در آن پست شده بود از من خواست تا مقاله ای در مورد دیدگاه خدا در مورد اختلالات خوردن بنویسم. بگذارید از همان ابتدا بگویم که دیدگاه خداوند در مورد اختلالات خوردن مانند دیدگاه او نسبت به سایر اعتیادها است: او آن را گناه می نامد. گناه عمل، گفتار یا افکاری است که بر خلاف اراده و شخصیت خداوند است. اعتیاد یک امر تسلط بر زندگی است گناه.

برچسب زدن مجدد “گناه” به عنوان “بیماری” یا “بیماری” تلاشی برای حذف مسئولیت شخصی برای رفتار است. هارولد هیوز، نماینده کنگره آیووا که از پوشش سلامت برای درمان اعتیاد به الکل حمایت می کرد، اعتراف کرد که کمپین تهاجمی برای دریافت برچسب “بیماری” توسط انجمن روانپزشکی آمریکا چیزی جز تلاش شرکت های بیمه سلامت برای پرداخت هزینه های درمان و تلاش برای پرداخت هزینه های درمان و اعتیاد به الکل نیست. بنابراین تأسیس بیمارستان ها را سرپا نگه دارید. (به هر حال، این کار موثر بود. بیش از نیمی از هزینه های بیمه درمانی اکنون صرف مراقبت های بهداشت روانی می شود.) کسانی که اسارت خود را به مواد مخدر، الکل یا غذا به عنوان یک “بیماری” می بینند، به طور جسورانه معتقدند که آنها “هرگز” نیستند. بهبود یافت؛ همیشه در حال بهبودی». در مقابل، اگر متوجه شویم که این رفتار طغیان بر خدایی است که ما به شکل او ساخته شده‌ایم و آن را گناه بدانیم، ممکن است امید زیادی داشته باشیم! ما قبلاً می دانیم که پاسخ چیست – توبه.

بی اشتهایی و پرخوری عصبی از بیماری‌های روحی هستند که به شکل فیزیکی ظاهر می‌شوند. در واقع، به همین دلیل، من به این اصطلاح اعتقاد دارم “بهبود” کمی نادرست است و بنابراین سعی می کنم از استفاده آن خودداری کنم. بازیابی کنید مفهومی از نقاهت و بهبود غیرفعال معمول بیماری های جسمی دارد. چیزی که امیدوارم به شما یاد بدهم این است که چگونه توبه کردن، تا خداوند شما را برگرداند. از آنجایی که کتاب مقدس از غلبه بر گناه صحبت می کند، ممکن است در اینجا نیز از آن اصطلاح استفاده کنیم. به همه کسانی که در او هستند، مسیح وعده پیروزی می دهد، و این هدف نهایی ماست.

اعتیادها در واقع عبارتند از رفتارهای آموخته شده، که می تواند باشد ناآموخته. امیدواریم همه ما موافق باشیم که رفتارهای خود ویرانگر گناه است. من اول قرنتیان ۶:۱۹ را دیده ام، “آیا نمی دانید که بدن شما معبد روح القدس است” از متن خارج شده و علیه همه چیز از سوراخ کردن تا خوردن چیپس بحث می‌کرد، اما من فکر نمی‌کنم استفاده از آن برای اختلالات خوردن طولانی باشد. کتاب مقدس همیشه از «پرخوری» به صورت منفی یاد می کند (تثنیه ۲۱:۲۰؛ امثال ۲۳:۲۱؛ متی ۱۱:۱۹؛ تیطس ۱:۱۲ را ببینید). در اول قرنتیان ۶:۲۰، پولس در ادامه می گوید: «پس خدا را با بدن های خود گرامی بدارید». بعداً در همان نامه می گوید: «اما هر کاری که می کنید، چه بخورید و چه بیاشامید، همه را برای جلال خدا انجام دهید». (اول قرنتیان ۱۰:۳۱). آیا رفتار بولیمیک خدا را گرامی می دارد یا تجلیل می کند؟ آیا خودکنترلی را نشان می دهد؟
صادقانه از خود بپرسید: آیا من رفتار خود را (اجرا کردن، پاکسازی، گرسنگی خوردن یا زیاده روی در خوردن) گناه می دانم؟ اگر چنین است، آیا واقعاً با ادامه دادن به آن مشکلی ندارید؟ مارتا پیس، مشاور و نویسنده کتاب مقدس، این موضوع را به اختصار بیان می‌کند: «پرخوری عصبی به دو دلیل اشتباه است: اول، می‌تواند باعث مشکلات پزشکی جدی مانند آسیب به مری و دندان‌های شما شود. “فقدان خویشتن داری است و این که بخواهی آنقدر لاغر شوی که حاضر به گناه شوی بت پرستی است.”

در اول قرنتیان ۶: ۹-۱۱ پولس فهرستی از انواع افرادی را به ما می دهد که اگر به سبک زندگی گناه آلود خود ادامه دهند، ملکوت خدا را به ارث نخواهند برد. او با یادآوری به قرنتیان، سلسله گناهان زندگی خود را تکمیل می کند. و برخی از شما چنین بودید. او در مورد مسیحیانی صحبت می کند که قبل از ایمان به مسیح و روی گرداندن از شیوه زندگی گناه آلود خود، تحت کنترل چیزهایی مانند الکل، طمع و همجنس گرایی بودند. “Were” زمان گذشته است. آنها این سبک زندگی را پشت سر گذاشتند. اگر خدا به ما دستور می دهد که توبه کنیم، و کتاب مقدس به ما می گوید که اگر در مسیح هستیم، گناه دیگر قدرت کنترل ما را ندارد، پس باید امکان “ترک” اعتیاد و “پوشیدن” آزادی وجود داشته باشد. خدا چیزی از ما نمی خواهد که ما قادر به دادن آن نیستیم، و قدوسیت کامل قبلاً توسط فرزندان او با مرگ مسیح بر روی صلیب به دست آمده است. بنابراین در فیلیپیان ۳:۱۶ به ما توصیه شده است “بر اساس آنچه قبلاً به دست آورده ایم زندگی کنیم”. این شامل توبه از گناهان بت پرستی بی اشتهایی و پرخوری عصبی است.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر