از تماس کلاریون اطاعت کنید

آیا واقعاً فقرا فقیرتر می شوند؟ یک سوال بلاغی باید بگویم، زیرا به نظر من شبیه عبارت “ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند“، که اغلب در بحث نابرابری اقتصادی استفاده می شود، فقط برای ارضای قوانین نوشتن قافیه گفته می شود. یک مرد فقیر فقیر است. هر چیزی را بیشتر از او بردارید، پس او مرده است. پس احتمالاً چه وضعیتی برای دریافت پسوند مقایسه ای بدتر است. “ار”؟

همانطور که قطب شمال و جنوب هرگز به هم نمی رسند، این عبارت بر رابطه واگرا بین فقیر و غنی تأکید می کند. اما فقط یک اشتراک وجود دارد. “خداوند همه آنها را می سازد”. او ثروتمندان را به عشق ورزیدن و بخشش به فقرا وادار می کند و فقرا را وادار می کند که با فروتنی از ثروتمندان دریافت کنند. بدین ترتیب رابطه ای بین آنها تقویت می شود که فقط می تواند در فضایی سرشار از عشق و فروتنی همگرا شوند، زنده بمانند و شکوفا شوند.

در جریان بحث «فقر و فقرا»، کنفوسیوس گفت: “در کشوری که به خوبی اداره می شود، فقر چیزی است که باید از آن خجالت کشید و در کشوری که بد اداره می شود. ثروت چیزی است که باید از آن خجالت کشیداز آنجایی که یک کشور از گروه بزرگی از افراد تشکیل شده است، می‌توان گفت: «برای یک فرد آگاه، فقر چیزی است که باید از آن شرم کند و برای یک فرد بد اطلاع. ثروت چیزی است که باید از آن خجالت بکشید. اطلاعات قدرت می بخشد و این قدرت تنها چیزی است که برای ثروتمند شدن لازم است. تمام ثروت جهان را به مردی بدهید که اطلاعات (دانش) ندارد، شما فقط وقت و منابع گرانبها را برای دامن زدن به فقر او تلف می کنید. فقر یک طرز فکر است نه یک “ست جیبی“و ما باید از سطح پایینی از تفکر فارغ شویم که ما را به این باور رسانده است که فقر حالتی است از نداشتن پول برای خرج کردن، ناتوانی در تامین مالی یا به دست آوردن آنچه می خواهید. ترسیم فقر از این طریق مانند تعریف یک اسم به عنوان یک اسم است. نام هر شخص، حیوان، مکان یا چیزی. این تا حدی درست بود، اما ما بزرگ شدیم و انتظارات بیشتری از ما می‌رفت. یادم می‌آید که چگونه معلمی در دبیرستان از من خواست که یک اسم را تعریف کنم و زمانی که من با شجاعت موارد فوق را بیان کردم. او در پاسخ به این سوال که فکر می‌کرد من در مورد سوالم به درستی عمل کرده‌ام، گفت: “این برای دبستان خیلی خوب بود، حالا تعریفی به ما بده که ثابت می‌کند الان در دبیرستان هستی.” من به آرامی و با شرمندگی روی صندلی نشستم، بدون اینکه بفهمم چه چیزی چیست. برای اینکه به او ثابت کنم از یک کلاس پنجمی باهوش تر هستم. به اطراف نگاه کردم تا ببینم آیا دست دیگری برای پاسخ دادن به این سؤال بالا رفته است یا خیر. ما رشد می کنیم، از جمله تعاریف دیکشنری ition جایگزین ۶ می شود زیرا تعاریف بهبود یافته و کلمات جدیدی اضافه شده است. اکنون فقر حالتی است که نه تنها پول، بلکه قدرت ذهنی برای پردازش و استفاده مؤثر از اطلاعات موجود را نیز در اختیار ندارد. و یک اسم فقط نام یک شخص، یا نام یک حیوان، مکان یا چیز نیست، بلکه کلمه یا گروهی از کلمات است که نشان دهنده یک فعالیت، یک کیفیت یا یک ایده است، که ممکن است به عنوان موضوع یا مفعول نیز استفاده شود. یک فعل با توجه به تعریف فوق، یک کشور اسمی است که نمایانگر فعالیت‌های حاکمان، شاید «رهبران» (برحسب مورد) و مردم و همچنین ویژگی‌ها و عقاید آنهاست که به ما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید که چه کسی موضوع و/یا موضوع آن فعالیت ها باشد.

حال اجازه دهید تعریف فوق را با استفاده از نیجریه به عنوان مثال تجزیه کنیم. همه ما از طریق رسانه ها با فعالیت های رهبران و مردم نیجریه آشنا هستیم، بنابراین من دیگر شما را با آنها خسته نمی کنم. من فقط از ما می خواهم که یک رابطه (در صورت وجود) بین اینها برقرار کنیم فعالیت ها و نسبت آنها به کیفیت و ایده ها از طرف های درگیر

ایده ها به عنوان “افکار” شروع کنید. چشم انداز را بنویسید (در کلمات). آن را روی میزها آشکار کن تا هر که آن را ببیند با آن «دویدن» کند. اجرای ایده های خود به معنای عمل کردن بر اساس آنها (عمل) است. و مجموعه ای از گروهی از اقدامات مشابه یا گاهی متفاوت که شما را توصیف می کند فعالیت ها. وقتی روند فعالیت‌های منظم یک مرد را، چه در ظاهر و چه پنهان، به طور انتقادی مطالعه می‌کنیم، می‌توانیم بگوییم که او از چه موادی تشکیل شده است. کیفیت ها. به بیان ساده، به قول رالف والدو امرسون:مراقب افکارت باش، آنها به کلمات تبدیل می شوند. کلمات خود را انتخاب کنید، آنها تبدیل به عمل می شوند. اعمال خود را درک کنید، آنها تبدیل به عادت می شوند. عادت های خود را مطالعه کنید، آنها تبدیل به شخصیت می شوند. شخصیت خود را توسعه دهید، این به سرنوشت شما تبدیل می شود“یعنی افکار”ایده ها) = کلمات = اعمال = عادت ها (فعالیت ها) = شخصیت (کیفیت) = سرنوشت. برای مثال، اگر یک رهبر فعلی نیجریه را انتخاب کنیم و معادله بالا را معکوس کنیم، از شخصیت شروع کنیم، و در نظر بگیریم که هر فرآیند معینی شامل «TIME» است و یک چارچوب زمانی مثلاً ۱۰ ساله به هر یک از این نقاط عطف اضافه کنیم، آنگاه او شخصیت (کیفیت) در سن ۶۵ سالگی بستگی به عادات او دارد (معمول فعالیت هادر سن ۵۵ سالگی و آن عادات به اعمال او در ۴۵ سالگی بستگی دارد و آن اعمال به گفتار او در ۳۵ سالگی بستگی دارد و آن سخنان مستقیماً نتیجه افکار او است.ایده ها) در سن ۲۵ سالگی. بدون شک ثابت شده است، این نشانه ای است که کیفیت رهبران امروز ما (که اکثراً بین ۵۵ تا ۶۵ سال سن دارند) در نتیجه ایده ها زمانی که آنها هنوز جوان بودند (متوسط ​​جوانان بین ۲۰ تا ۳۰ سال). بنابراین، پاسخ به سوال “چی هستن کیفیت یک رهبر متوسط ​​نیجریه؟“در پاسخ به سوال اساسی نهفته اند”چی هستن ایده ها یک جوان نیجریه ای متوسط؟“و پاسخ به سوال اخیر تعیین کننده است فعالیت ها که به اولی منتهی می شود.

بچه های دیروز، جوانان امروز هستند. جوانان امروز رهبران فردا هستند. جوانان دیروز رهبران امروز هستند. رهبران امروز پدرخوانده های فردا هستند. جوانان نیجریه!!! نظر شما چیست؟ چه ایده هایی برای خود، محیط نزدیک خود و به نوبه خود، کل کشور دارید؟ پادشاه دیوید هرگز بی خبر نبود. حتی در کودکی شخصیت سالمی داشت و مردمش را نجات داد. دیوید آدگبویگا در کتاب خود با عنوان «شخصیت صدا: حداکثری برای آینده موفق» گفت:ساختن ویژگی های شخصیتی شما یک کار یک شبه نیسترهبر خداترس، مسئولیت پذیر و مردم گرا یک شبه ساخته نمی شود، شکل گیری او از دیدگاه جوانی اش شروع می شود، جوانی که از طریق مدرسه به اساتیدش رشوه داده تا فارغ التحصیل شود، اگر رهبر شود، خود به خود سرمایه های ملت را بد مدیریت می کند. جوانی که نمی تواند. امروز به قول او عمل کند فردا نمی تواند ملتی بسازد. ویژگی های بد شخصیتی می تواند به سادگی پرتاب کردن خاک از ماشین خود در بزرگراه، سرپیچی از قوانین ترافیک و صف باشد. می خواهی فرماندار کشورت باشی تا هر بومی در آسمان خراش زندگی کند در خیلی چیزها وفادار باش اینها بذر است نارضایتی و طمع را مثل جوانان امروز بکار و به عنوان رهبر فردا فساد و اختلاس را درو کن رهبران امروز ممکن است نسبت به تغییر پارادایم بی تفاوت باشم اما من باور کنید که ذره ای از امید در جوانان نیجریه ای وجود دارد که تصمیم می گیرد به ندای کلاریون گوش دهد و از آن اطاعت کند. اولین باری که شنیدم بیش از ۲۶۰۰ جوان نیجریه ای سرود ملی را در اردوگاه جهت یابی NYSC در طول سال خدمتم می خواندند، بسیار احساساتی شدم. من از هماهنگی صداهای در هم تنیده زن و مرد متاثر شدم. در دلم گفتم، اگر تک تک افراد این زمین جای شایسته خود را به عنوان یک ملت ساز می گرفتند، احتمالاً داستان تغییر می کرد. ممکن است شکایت کنیم که کسانی که ما را رهبران فردا می‌خوانند، شانس گرفتن «صندلی‌ها» را از ما سلب می‌کنند، اما این بهانه‌ای نیست، بلکه چالشی برای تجهیز و آمادگی بیشتر برای وظایف عظیمی است که پیش رو داریم. چه کسی آن را دوست داشته باشد یا نه، برخی از ما فرصت هایی را پیدا خواهیم کرد که به زودی در خانه هایمان را می زنند. و از فرصتی که برای آن آماده نشده است سوء استفاده می شود. اما پس از آن به شما تکلیف می‌کنم، منتظر «فرصت‌ها» نباشید که بیایند و در بزنند، بروید سنگ را بشکنید و آنی را که می‌خواهید بسازید، بسازید.

این ملت برای مدت طولانی در دستان “قهرمانان تصادفی” رنج های زیادی کشیده است. ای خدای آفریدگار، مسیر ما را هدایت کن (تعجب که آیا هنوز شریف است)، رهبران ما را به درستی راهنمایی کن و اگر دیر شد، پس لطفاً به جوانان ما کمک کن تا بدانند که فقرا مجبور نیستند حتی زمانی که فقیرتر شوند. ثروتمندان ثروتمندتر می شوند، که باهوش مجبور نیست خیلی سخت فکر کند تا زمانی که عقل خود را از دست بدهد، و احمق مجبور نیست برای اینکه اصلا فکر نمی کند، پول دریافت کند. برخی از غذاها بیشتر از اشتها هستند در حالی که برخی دیگر بیشتر از غذا اشتها دارند. هنرمندان از دروغ برای ترسیم حقیقت با قلم مو استفاده می کنند و “حاکمان” ما از حقیقت برای ترسیم دروغ استفاده می کنند که به آن علاقه دارند. والدین می بینند که نارضایتی در کنار فرزندشان نشسته است و از جوانی طمع او را به مردانگی می کشاند. یک پدر و مادر بد فرزند بدی به دنیا می آورد، یک بچه بد تبدیل به یک جوان بد می شود و یک جوان وحشتناک تبدیل به یک رهبر وحشتناک می شود. یک کاراکتر صدا تمام چیزی است که لازم است. اکنون آن را دارید، همه آن را دارید. طبق یک ضرب المثل چینی “فاصله قدرت اسب را آزمایش می کند. زمان شخصیت انسان را آشکار می کندرهبری که می خواهید ببینید همان جوانی است که باید باشید.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر