اجازه ندهید انتقادات و نظرات نامطلوب مانع نوشتن شما شود

همانطور که همیشه وجود داشته است، نظراتی در هر روح زنده ای وجود دارد که از طریق فرآیند تولد یک مغز زنده دریافت کرده است، و بنابراین، ذهنی که توسط آن مغز سالم پردازش شده است. حتی زمانی که بدن انسان به دلیل آسیب یا بیماری از توانایی های خود سلب شده است و به طور کامل قادر به عملکرد نیست، در حالی که مغز دست نخورده و تحت تأثیر اختلالات فیزیکی باقی مانده است، ذهن انسان به خلق هر گونه تفکر و عشق ادامه داده است. نفرت، بی تفاوتی، و در نتیجه، تصمیمات مبتنی بر نظرات مبتنی بر واقعیت ها و قضاوت های ارزشی احساسی. در طول زندگی، یادگیری انباشته شده یک انسان از نظر کمیت و ارزش نامشخص است. اگر انسان با خواندن مداوم کلمات مکتوب کتاب های خوب و مطالعه تاریخ و علم و فلسفه آن ها بخواهد دانش کسب کند، می تواند درس های ذهن خود را با ظرافت زیرکانه بنویسد. بنابراین خواندن حریص با کسب مهارت های نوشتاری همراه است.

در حالی که این مقاله به نوع و کیفیت نوشتار انجام شده توسط هر روح فعلی که با استفاده از زبان انسانی داستان یا غیرداستانی، نثر یا شعر می آفریند، می پردازد، هدف اصلی آن تأکید بر منحصر به فرد بودن و برجستگی تک تک محصولات انسان است. تلاش‌های ادبی، و نظرات خوب یا بد، در مورد این تعداد زیادی از محصولات بی‌شماره، برای اهمیت آنها بی‌اهمیت است. به ویژه با استفاده از زبانی مانند انگلیسی، در سبک ها و انواع آمریکایی و انگلیسی آن، یک انسان فردی می تواند بیانی از کلمات، بندها، جملات و پاراگراف هایی را ایجاد کند که در ذهن آن شخص کاملاً استثنایی و کاملاً طراحی شده باشد. حتی اگر شخص دیگری آن عبارت را بخواند و آن را پست و بی کیفیت بداند. به عنوان مثال، کوتاه ترین آیه کتاب مقدس، «عیسی گریست» را در نظر بگیرید. بدون هیچ زمینه حمایتی و تعریف کننده دیگری، ممکن است این دو کلمه برای ملحدان، آگنوستیک ها و غیر مسیحیان کاملاً بی معنی و بدون اهمیت ادبی تلقی شوند. با این حال، برای هر مسیحی بی سواد که فقط خواندن کتاب مقدس برای او را شنیده است، اما معتقد است که عیسی پسر خدا، یگانه پسر پدر ابدی است، این دو کلمه ممکن است معنی زیادی داشته باشد. از آنجایی که این آیه دو کلمه ای در ابتدا در قرن اول نوشته شد، هزاران کتاب قطور توسط مردان و زنان باطنی و پشتکار در مورد معنای آن دو کلمه در احترام و مخالفت با عیسی مسیح نوشته شده است.

به این ترتیب، هر چیزی که کسی در هر زمان خاص، در مورد هر موضوع یا موضوعی خاص بنویسد، برای آن نویسنده یا سایر افرادی که درباره آنها نوشته شده است، اهمیت خاصی دارد. ثابت شده است که آنچه در یک عصر تولید شده و به عنوان زباله و زباله نوشته شده است، می تواند در سنین بعدی به عنوان عظمت ادبی مورد قدردانی و لذت قرار گیرد. به همین دلیل است که یک نویسنده، هر نویسنده ای، هرگز نباید خود یا آثار ادبی خود را به عنوان فاقد ارزش قابل تشخیص بفروشد. در مورد ارزش نثر و شعر، نظرات همیشه متفاوت است. به عنوان مثال، برخی از داستان‌های کوتاه اولیه ارنست همینگوی که با صفت‌ها، قیدها و حروف اضافه، اما با معنا و اثر یکسان، بازنویسی و مبدل شده‌اند و به ویراستاران ناشناس ارسال شده‌اند، بدون شک برای انتشار رد می‌شوند، مگر اینکه تحت عنوان نویسنده فعلی نویسندگانی که به خوبی منتشر شده اند آنها با نامه هایی به ارسال کنندگان بازگردانده می شوند که به آنها توصیه می شود دستور زبان، علائم نگارشی، نحو، صدا و ساخت را به طور جدی اصلاح کنند. با این حال، برخی از ویراستاران خوش‌خوان ممکن است واقعاً اثر مبدل همینگوی را تشخیص دهند. با این حال، اگر همینگوی، با نامی دیگر، امروز زنده بود و کارهایی را که در سال‌های اولیه‌اش انجام می‌داد، به سبک و شیکی که در دهه ۱۹۲۰ انجام می‌داد، می‌نوشت (مانند «برف بین‌المللی» و «آقای و» خانم الیوت) من شدیداً شک دارم که آنها بدون تجدید نظر جدی و دقیق پذیرفته و منتشر شوند.

نکته ای که به آن اشاره می کنم این است که اگرچه همینگوی ظاهراً مجبور به نوشتن بود و می نوشت، اما آشکارا در ابتدا مهارت های نوشتاری نداشت، اما هر بار که می نوشت خود را در صدا و سبک بهبود می بخشید. استیون کینگ، نویسنده پرکار ترسناک، چندین دهه بعد، در تنها کتاب غیرداستانی خود، “درباره نوشتن: خاطرات هنر” اظهار داشت که نوشتن جدی نیاز به تجدید نظر جدی دارد، اما بازبینی بیش از حد می تواند داستان را از بین ببرد. منحصر به فرد بودن با این وجود، آنچه را که کسی در ابهام کامل بدون تجدید نظر می نویسد، می تواند بعداً با تلاش نقد ادبی مثبت، محصول واقعی نبوغ و استادی در نظر گرفته شود. یک مثال خوب از این عظمت شعر امیلی دیکنسون پس از مرگ است که او در تمام زندگی خود آن را از دید عموم پنهان کرد. مثال دیگری از این ممکن است «دفتر خاطرات آن فرانک» باشد. بسیاری از منتقدان ادبی نوشته آن فرانک به سرعت اهمیت تاریخی اثر بسیار شخصی فرانک را تحسین کردند در حالی که به سختی به کیفیت ادبی آن اشاره کردند. اگر این اثر کاملاً تخیلی بود و توسط یک دختر جوان مسیحی در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم نوشته می‌شد، شاید برای انتشار رد می‌شد زیرا به‌طور جدی فاقد ارزش توجه بود. به عبارت دیگر، آنچه که می‌تواند توسط یک فرد معمولی در آن زمان تحت فشار شدید نوشته شود، ممکن است بعداً فوق‌العاده تلقی شود، اگر از سوی منتقدان ادبی افراد مشهور منتشر شود.

از این رو، در حالی که در سال‌های پایانی فعالیت طولانی مدت من در زمینه نویسندگی ادبی، اعتراف می‌کنم که تعداد کمی از آثار منثور و منثور متعدد، متعهد به کاغذ و فایل‌های الکترونیکی مجازی، در کتاب‌ها و مجلات به چاپ رسیده است. شکوفا می شود. با این حال، هرگز ادعا نمی‌کنم که هر یک از نوشته‌هایم فاقد ارزش بوده است، هرچند اعتراف می‌کنم که از ارائه نکردن بسیاری از محصولات ادبی خود برای انتشار کوتاهی کرده‌ام. چهل و پنج سال تلاش ادبی برای من غذای بسیار جدی و خوشمزه ای برای تأمل و درون اندیشی من تولید کرده است، زیرا آنچه نوشته ام بیشتر از قلب من بیرون آمده است تا از ذهن من. بنابراین، به عنوان یک فکر پایانی، می‌گویم که فرآورده‌های مکتوب شناختی ذهن انسان، بی‌تردید، و دائماً از طریق رحمت‌ها، خوبی‌ها و احساس‌های جمعی و جمعی قلب انسان، تعدیل، پردازش و پالایش می‌شوند، زیرا آن را پمپ نمی‌کند. فقط خون اما جوهر انسانیت و اراده خدای طبیعت.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر